|
شاهنامه فردوسی
شاهنامه فردوسی شاهنامه فردوسی تنها یک دفتر شعر نیست؛ کتاب تاریخ ایران قدیم است و سند هویت ما سالها پیش از یک روزنامه نگار و نویسنده ی بزرگ مصری پرسیدند که: «چرا شما که صاحب یک سرزمین باستانی بودید و اهرام و فراعنه و ابوالهول داشتید، زبان و فرهنگ کهن خود را از دست دادید و امروز همه به زبان عربی صحبت می کنید؟» او در پاسخ گفت: «چون ما فردوسی نداشتیم.»
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 و ساعت 14:13 متن جدیدترین آهنگ هیچکس به نام پابرجا
این متن آهنگ از سروش لشکری رو خودم تهیه کردم که امیدوارم لذت ببرید!
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 14:32 وصیتنامه داریوش کبیر برای موبایل
امروز براتون وصیتنامه داریوش کبیر رو گذاشتم که البته برای موبایل هست.
امیدوارم بخونید و لذت ببرید. در ضمن نظر هم یادتون نره! حجم: ۱۲۱ کیلوبایت http://www.2shared.com/file/2339009/7997d15e/___online.html |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 17:13 کتاب با فرمت جاوا برای موبایل
امروز چند تا کتاب مفید و جالب با فرمت جاوا برای تقریبا همه گوشیهای موبایل (که اکثرشون رو خودم تبدیل کردم) رو براتون میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد. (همه ی کتابها به زبان فارسی هستند.)
اشعاری از ایرج میرزا http://www.2shared.com/file/2305436/c87af2b8/__online.html حجم: ۷۶ کیلوبایت
نامه یزدگرد به عمر http://www.2shared.com/file/2305538/2e00b588/name_be_omar.html حجم: ۷۶ کیلوبایت
۲۷۰ جک فارسی http://www.2shared.com/file/2305543/f693fac7/270_Joke.html حجم: ۱۰۲ کیلوبایت
وصیتنامه کورش کبیر http://www.2shared.com/file/2305552/988ffb10/Koorosh.html حجم: ۷۵ کیلوبایت
خلاصه کتاب راز http://www.2shared.com/file/2305560/5dacc9ff/___online.html حجم: ۹۵ کیلوبایت
اگه نظر بدین بازم کتاب میذارم. |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 0:18 طالع بینی انسانها از روی حرف اول اسم آنان !!!
توجه : در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب
الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد. ب : فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند. ج : فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است د: او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد ه : او فردی است که همیشه اطرا فیان را امر ونهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد و: فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند ز: زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود ت: او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد ث: فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد ح: او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد خ: فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود ر: او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است س : او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید ش: او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است ص : فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد ض : او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است ط :او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند ظ : او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند ع : او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند غ: زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد ف : او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد ق: فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند ک: او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد ل: فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند ن: او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند ی :او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386 و ساعت 10:59 پادشاهان ایران زمین تا ورود اعراب مسلمان به ایران
کيومرث : نخستين پادشاه و بنيانگذار سلسله پيشدادي در پیش از ظهور هخامنشیان . نام وي در اوستا گيومرتا آمده است و ذکر شده است که زرتشتيان او را نخستين انسان ميدانند . در زمان او مردم در غارها و کوهها بودند و بدن خود را با پوست حيوانات مي پوشاندند .
کيخسرو : سومين پادشاه مقتدر کياني به خونخواهي کشتن سياوش برخواست و مدتهاي زيادي با تورانيان جنگيد و در نهايت آنان را مغلوب ساخت و افراسياب را به دليل کشتن سياوش که نه تنها پدر وي بود بلکه يکي از قهرمانان نامي ايران بود کشت . پدرش سياوش و مادرش فرنگيس بود. جمشيد : پسر طهمورث - چهارمين پادشاه پيشدادي . که جشن نوروز را بنيان نهاد و رسوم و آيين هايي شادي براي ايرانيان بر جا گذاشت که او را جم يا جمشاسب هم گفته اند . گشتاسب : پنجمين پادشاه از سلسله کياني . پسر لهراسب و پدر اسفتديار روئين تن گفته شده که زرتشت در زمان وي ظهور نموده است و گشتاسب شاه اولين کسي است که به زرتشت گرويده است و از مبلغان اصلي دين بهي ميبشاد که در گسترش آن نقش مهمي ايفا کرده است . مادها :600سال قبل از میلاد مسیح مادها بر ایران حکومت می کردند پایتخت سلاطین ماد اکباتان ( همدان ) بود . دیاکو : بنیانگذار دولت ماد در سال ۱۳۳۲ پیش از هجرت محمد بود.مردم ماد او را به پادشاهی برگزیدند. دیاکو هگمتانه را به پایتختی خود اختیار کرد و در آن بر روی تپهای، هفت دژ تو در تو ساخت و هر یک را به رنگ ویژهای در آورد.دیاکو ۵۳ سال پادشاهی کرد و برهمه طایفههای ماد فرمانروایی کرد و پارسهای انشان نیز پیرو او شدند. فره ورتیش : فَروَرتیش (حدود ۶۶۵ - ۶۳۳ پ.م.) پسر دیاکو، دومین شاه ماد بود.وی مانند پدرش، با دولت آشور آغاز به جنگ کرد ولی شکست خورد و به دست پادشاه آشور آشوربنیپال، کشته شد. نام فرورتیش تلفظ دیگری از نام فرهاد است. هوخشتره : آستیاگ : کوروش کبیر : کورش بزرگ بنیانگذار حقوق انسان ها و آزادی و برابری بشریت است که جهان را دگرگون نمود . وی از مقتدرترین و با تدبیر ترین افراد تاريخ جهان است که بدليل اخلاق و منش و کردار نيک نامش در تاريخ به ثبت رسيد . او پيرو دين بهي زرتشت بود . که همواره تاريخ از او به عنوان يکي از نوابغ بشريت نام ميبرد . او پادشاه ماد را شکست داد . پادشاه ليدي را نيز مغلوب ساخت و بابل را که يکي از بزرگترين مراکز جهان آن روزگار بود با صلح و آرامش و با رغبت مردمان آنجا به کلي فتح کرد و پس از ورود به بابل به احترام به خداي مردوک آنان تاجگذاري نمود تا حسن نيت خويش را به ملت مغلوب به اثبات برساند به صورتي که آنان وي را فرستاده خدا ميناميدند. پس از آن بناي بزرگترين شاهنشاهي و امپراتوري تاريخ را بنا نهاد که در نهايت در سال 528 قبل از ميلاد در جنگ با سکاهاي خونريز کشته شد . هم اکنون تنديس سنگی اين بزرگ مرد در سيدني استراليا و يکي از پارکهاي بزرگ ايالات متحده و سازمان ملل متحد از طلاي خالص نصب ميباشد و اعلاميه او در سازمان ملل نقش سمبل آزادي و دموکراسي را براي نخستين بار در جهان ايفا ميکند منشور جهانی حقوق بشر کوروش هخامنشی کوروش بزرگ از دید شخصیتهای برجسته جهانی تندیس سنگی از کوروش بزرگ در ایالات متحده آمریکا لینک به کتابخانه فارسی رایگان جهت دانلود کتاب زندگی کوروش بزرگ مشهور ترین زندگی نامه کوروش بزرگ اثر گزنوفون یونانی به نام کوروپدیا - به زبان انگلیسی کمبوجیه : پسر بزرگ کوروش بزرگ هخامنشی بود که به نامهای کمبوجیه دوم، کمبوزیه و کامبیز نیز معروف است.طبق گفته هرودوت مادر وی کساندانه بوده است، اما کتزیاس نقل کرده که مادر وی امتیس نام داشته است. کمبوجیه پس از کوروش، پدرش، به سلطنت رسید. او با اقتداري ستودني و باور نکردني در سال 525 قبل از ميلاد سرزمين هاي مصر را بدليل عمل نکوهيده مصريان در برابر ايرانيان که تعداي از ايرانيان را در مصر کشتند و به تمسخر پرداختند فتح کرد و کل مصر به زير چتر پادشاهي ايران در آورد . او پيرو مزديسنا زرتشت بود و همواره دين بهي را دنبال ميکرد وی برادری به نام بردیا داشت.کمبوجیه قصد لشگرکشی به مصر را داشت،اما از بیم اینکه برادرش در غیاب او پادشاهی او را بدست آورد، بردیا را مخفیانه به قتل رساند.او به مصر لشگر کشید و این کشور را فتح کرد.به همین دلیل به وی در تاریخ لقب فاتح مصر را داده اند.در زمانیکه کمبوجیه در مصر حضور داشت خبر به سلطنت رسیدن برادرش بردیا را به وی دادند در حالیکه او بردیا را پیش از این کشته بود. اما شخصی که در ایران تاج پادشاهی را به سر گذاشته بود گئومات از تبار مادیان بود و خود را بردیا معرفی کرده بود. کمبوجیه در بازگشت به ایران درگذشت. هرودوت چون او به خدای مصر ( یک گاو ) بی احترامی کرده بود و او را با ضرب چاقو کشته بود به او لقب دیوانه داد ولی این یکی دیگر از برگهای زرین خداپرستی در ایرانیان آن روزگار بود . بردیای دروغین ( گئومات مغ ) : (درگذشتهٔ ۵۲۱ (پیش از میلاد)) نام پسر کوچکتر کوروش بزرگ هخامنشی و برادر کمبوجیه دوم بود.کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استانهای خاوری شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش میترسید دستور کشتن بردیا را داد.مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ (پیش از میلاد) شخصی به نام «گئوماته مغ» خود را به دروغ بردیا نامید و بر کوهی نزدیک شهر ایرانی پَیشیاوادا اعلام شاه بودن کرد. در متون تاریخی از وی به عنوان «بردیای دروغین» یاد شده است. داریوش کبیر : پسر ویشتاسپ، ملقب به داریوش بزرگ یا داریوش اول، سومین پادشاه هخامنشی بود. وی با کمک دیگر نجبای پارسی با کشتن گئومات مغ که به عنوان بردیا فرزند کوروش بزرگ بر تخت نشسته بود سلطنت را به خاندان هخامنشی بازگرداند. وی در سال 521 بر تخت پادشاهي ايران زمين جلوس کرد و بزرگترين و شکوهمند ترين پادشاهي تاریخ ایران را پس از کورش بزرگ از خود به جاي گذاشت . او پيرو دين بهي و مزديسنا زرتشت بود و همواره منش و بزرگي کوروش را دنبال ميکرد . پس از آن شورشهای داخلی را سرکوب کرد. نظام شاهنشاهی را استحکام بخشید و سرزمینهایی چند به شاهنشاهی الحاق کرد. آغاز ساخت پارسه (تخت جمشید) در زمان پادشاهی او بود. از دیگر کارهای او حفر کانال بود که دریای سرخ را به رود نیل و از آن طریق به دریای مدیترانه پیوند میداد.این کانالی در 2500 سال پیش ساخت که بعدها به کانال سوئز معروف گردید . طول این کانال دریایی به بیش از 161 کیلیومتر میرسیده است و از عرض آن دو کشتی به راحتی عبور میکردند . داریوش بزرگ خطی جدید برای ایرانیان بوجود آورد که بعدها از خطوط رایج دنیا شد . داریوش بزرگ ایران را به بزرگ ترین کشور جهان مبدل کرد ( بیش از 28 کشور ) . داریوش بزرگ آموزش رایگان را برای قشر عوام کشور به صورت اجباری در آورد و طرح سواد آموزی را اجباری نمود و . . . او را از ابرمردان ایران و جهان می دانند مقبرهٔ او در دل کوه رحمت در مکانی به نام نقش رستم در مرودشت فارس (نزدیک شیراز) است. شهرت او در غرب به خاطر وقوع نبرد ناموفق ایرانیان با یونانیان در مکانی به نام ماراتن، در زمان اوست. گذری بر کتاب از زبان داریوش بزرگ وصیت نامه داریوش بزرگ جهت زینت بخشیدن به منازل شما لینک به کتابخانه فارسی رایگان جهت دانلود کتاب زندگی داریوش بزرگ اقدامات شگفت انگیز داریوش بزرگ هخامنشی شاهنشاه قدرتمند ایران خشایارشا : از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است. کتیبههایی در کوه الوند و نیز در ارمنستان از خود به جای گذاشت. او يکي ديگر از جانشيانان بر حق پادشاهي هخامنشيان بود که وي را فاتح سرزمين هاي آتن اروپا ميدانند . او آتن را به کلي تصرف کرد . دليل لشگر کشي وي عدول کردن يونانيان از قوانين آن روزگار بود زيرا ليدي که جزوي از ايران بود که توسط يونان به آتش کشيده شده بود و خشيارشا در صدد بر آمد اين کار زشت را که در آن زمان نزد ایرانیان گناه محسوب ميشده است جبران نمايد که موفق نيز شد ولی در نبردهای بعدی به ایران عقب نشینی کرد ولی اقتدار ایران را به زیباترین شکل حفظ نمود. اردشیر یکم ( اردشیر درازدست ) : پسر خشایارشا ملقب به اردشیر درازدست یا اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. نخستین بار یونانیان به او لقب درازدست دادند. از این رو در بسیاری از کتب و منابع اردشیر درازدست نامیده شدهاست. وجه تسمیت این لقب به گونههای مختلف آمدهاست. 1- او دستان درازی داشت به طوری که وقتی میایستاد دستش به زانویش میرسید.2- درازدستی کنایه از قدرت زیاد و تسلط بر امور است. به خاطر تسلط او به اوضاع مملکت درازدست نامیده شد. از زمان اردشیر دراز دست تاریخ ملی با تاریخ اساطیری ایران در هم میآمیزد. در بسیاری از منابع اردشیر درازدست و بهمن اسفندیار یکی دانسته شدهاند. خشایارشای دوم : از پادشاهان هخامنشی بود.به گفته تاریخ نویسان وی تنها پسر اردشیر یکم از ملکه داماسپیا بوده که پس از مرگ پدر به پادشاهی میرسد و چهل و پنج روز بعد توسط برادرش سغدیانوس به قتل میرسد . سغدیانوس : از شاهزادگان هخامنشی و پسر نا مشروع اردشیر یکم است. وی، برادرش - خشایارشای دوم - را چهل و پنج روز بعد از به سلطنت رسیدن به قتل رساند و خود به دست برادر دیگر داریوش دوم به قتل رسید. داریوش دوم : با نام اصلی اخس (به یونانی) یا وهوک (به پارسی باستان) فرزند نامشروع اردشیر یکم بود که پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس در سال ۴۴۲ (پیش از میلاد) به سلطنت رسید و نام «داریوش» را برای خود بر گزید. این پادشاه هخامنشی که یونانیان به وی لقب حرامزاده داده بودند، نوزده سال بر ایران حکومت کرد. داریوش از همسرش پریزا صاحب دو پسر به نامهای اردشیر و کورش شد و بعد از وی پسرش اردشیر دوم به سلطنت رسید. اردشیر دوم : پادشاه هخامنشی، پسر بزرگ داریوش دوم و پریزا بود که پس از مرگ پدر به سلطنت رسید.اردشیر در ابتدای سلطنت خویش شورشهای برادرش - کورش کوچک - را سرکوب کرد و سرانجام در سال ۴۰۱ (پیش از میلاد) او را به قتل رساند. از اتفاقات مهم دوران سلطنت اردشیر تلاش نا موفق او در تسخیر مجدد مصر است. این پادشاه هخامنشی تا زمان مرگ خویش ۳۵۸ (پیش از میلاد) بر ایران حکومت کرد. اردشیر سوم : نام نخست اردشیر سوم اُخُس بوده که تصور میکنند یونانی شده وهوک است، ولی وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگنبشته تخت جمشید ارتَ خْشثَر یا اردشیر نامید. چنین نوشتهاند:،نویسندگان یونانی دیودور و آریان،نام او را آرتاکسرک سس یا آرتاسسسس نوشته اند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه وی را اردشیر سوم و اُخُس نامیده. اما در برخی نوشتههای تاریخی این شاه با اردشیر یکم اشتباه گشتهاند. ارسس : داریوش سوم : (۳۸۰ - ۳۳۰ ق. م.) آخرین پادشاه هخامنشی بود و از اسکندر شکست خورد. اين شاه كه او را در كتب پهلوى «دارا پسر دارا» خواندهاند فرزند آرسان بوده و آرسان پسر استن و نوهٔ داریوش دوم است. بنابراين داريوش سوم نسبش با فاصلهٔ سه نسل به داريوش دوم میرسد و بهمين جهت او را «پسر دارا» (فرزند داريوش دوم) گفتهاند آغاز پادشاهى داريوش سوم با شروع حكومت اسكندر پسر فیلیپ در مقدونیه تقريباً مقارن است و در سير تاريخ، او مانند رقيبى است كه سرنوشت براى اسكندر تراشيده است. داريوش سوم در سال ۳۳۶ ق. م. بر تخت نشست و سلطنتی را آغاز كرد كه دوران كوتاه آن پر از وقايع بزرگ و در عين حال سوزناك است. پايان زندگى او در حقيقت پايان امپراتورى بزرگ هخامنشى است . اشکانیان مهرداد بزرگ یا مهرداد کبیر : موئسس سلسله شاهنشاهی پارتیان بود که ایران را از گسستگی و لجام گسیختگی دوران تحت اشغال یونانیان سلوکی رهایی بخشید . وی در سال 160 تا 140 قبل از میلاد با نبردهای وطن پرستانه ایالتهای ماد - پارس - خراسان - بابل - آشور - هرات و سیستان و . . . را جزو ایران بزرگ نمود . وی پادشاه سلوکیان را اسیر نمود و با وی با انسانیت رفتار کرد و به او در گرگان مستقر ساخت و برای حسن نیت به آنان با دختر وی ازدواج نمود . او را از بزرگ ترین اشخاص موثر در تاریخ ایران نامیده اند که به راستی اگر ظهور نمی کرد امروز مشخص نبود ما در کجای تاریخ جای داشتیم. ارشک یکم : این شخص با طایفه خود آپارنی همدست شد در قرن ۲۵۶ ق.م. پرچم مخالفت با سلوکیها بیافراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود ، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تاسیس کرد (۲۵۰ق.م. بعضی ۲۴۹ق.م. نوشتهاند) . پس از این فتح ، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که نیز مستقل شده بود جنگ کرد در حین جنگ کشته شد چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود ، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس میکردند چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله اشکانی است به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانیها «آرزاکس» نوشتهاند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد) مورخین این نکته را رعایت کردند . تیرداد یکم ( اشک دوم ) : این شخص با طایفه خود آپارنی همدست شد در قرن ۲۵۶ ق.م. پرچم مخالفت با سلوکیها بیافراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود ، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تاسیس کرد (۲۵۰ق.م. بعضی ۲۴۹ق.م. نوشتهاند) . پس از این فتح ، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که نیز مستقل شده بود جنگ کرد در حین جنگ کشته شد چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود ، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس میکردند چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله اشکانی است به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانیها «آرزاکس» نوشتهاند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد) مورخین این نکته را رعایت کردند . آردوان یکم ( اشک سوم ) : بعد از پدر به تخت نشست و از گرفتاری انتیوخوس سوم (کبیر) برادر سلوکوس سوم استفاده کرده ، ولایت مردها (mardes) و ری و همدان را گرفت ، و لیکن بعد که پادشاه مزبور با قشون زیاد به ایران آمد ، اردوان عقب نشسته ، پایتخت خود را هم به سلوکیها داد. بعد آنتیو خوس به گرگان رفت ولی از عهده سواره نظام پارتی برنیامد ، بالاخره عهد نامهای بین دولتین منعقد و اردوان رسما شاه ایران شناخته شد . شایان ذکر است که در این جنگ آنتیو خوس معبد آناهیتا را در همدان غارت کرده ، ذخایر و نفایس زیاد از آنجا و نفایس زیاد از آنجا بر گرفت . نوشتهاند چهار هزار تالان (چهار میلیون و هشتصد هزار تومان امروزی تقریبا !!) قیمت ذخایر بودهاست (۲۰۸ ق.م.). فریاپت ( اشک چهارم ) : شاه ایران از سلسله اشکانی - ارشك ۴ : فری یا پیت - پس از پدر به تخت نشست و به آسودگی سلطنت كرد زیرا باختری ها متوجه هند بودند و با پارتی ها كاری نداشتند فوت او در ۱۸۱ ق.م بود. فرهاد یکم ( اشک پنجم ) : بعد از پدر به تخت نشست و تبرستان را تسخیر کرده ، طایفه مردها را مجبور نمود که در بند دریای خزر و راهی را که از خراسان به ماد میرفت حفظ کنند . این شاه شهر خارکْسْ را در ری بنا نهاد(خارکس را بعضی با در بند دریای خزر و برخی با شهرستانک تطبیق دادهاند. عقیده آخری مبنی بر این است که ایزدور خارکسی (یکی از جغرافی دانان قدیم) نوشتهاست : وطن او خارکْس در وسط کوههای البرز واقع است.دربند دریای خزر را با سردره خوار تطبیق کردهاند) . مهرداد یکم ( اشک ششم ) : بعد از برادر به تخت نشست و بانی عظمت دولت پارت گردید . در این دوران دولت سلوكی به واسطه جنگ با رومی ها و یهودی ها ضعیف شده بود . مهرداد در ابتدا مرو را از باختری ها گرفت بعد آذربایجان را از امرای محلی كه در آنجا استقلال یافته بودند انتزاع نمود. پس از آن به خوزستان و پارس و بابل پرداخت و بعد به هند رفته ، قطعه ای را تا رود جِلُمْ به مملكت خود ضمیمه كرد . از زمان او دولت پارت بزرگ شد . این شاه با دمتریوس سلوكی جنگ كرد ، ولی در ابتدا ، بهره مندی نداشت ، زیرا یونانی ها با دمتریوس همراهی كردند و باختر هم بر پارتی ها قیام نمود ، ولیكن مهرداد داخل مذاكره صلح شده ، دمتریوس را اغفال و بعد جنگ كرد و او را گرفته در زندان انداخت. این شاه به تقلید از شاهان هخامنشی خود را شاهنشاه خواند. فرهاد دوم ( اشک هفتم ) : بعد از پدر به تخت نشست ، آنتيخوس برادر دمتريوس در غياب او مملكت سوريه را تصرف كرد و به آن هم اكتفا نكرده خواست ايران را تسخير كند. در ابتدا بهره مندي با او بود . مردمان ايران بر فرهاد شوريدند و عرصه بر او تنگ شد زيرا تنها مملكت پارت براي او باقي مانده بود . فرهاد خواست صلح كند .ولي شرايط صلح خيلي سنگين بود زیرا فرهاد مي بايست به مملكت پارت اكتفا كرده و باج دهد. شاه براي ايجاد جنگ خانگي در سوريه ، دمتريوس را از زندان رها كرد تا سلطنت شامات را از برادرش استرداد كند، وليكن كار فرهاد از جاي ديگر درست شد . زیرا شدت ظلم سلوكي ها مردم را به طرف فرهاد كشانيد و آنتيخوس با سپاهي جرار به ايران آمد ، ولي فرهاد به او فرصت نداده، ناگهان بر او تاخت و در حين جنگ پادشاه سلوكي كشته شد . از اين به يعد سلوكي ها ديگر جرئت نكردند متعرض ايران شوند و انحطاط كامل در دودمان سلوكي شروع گرديد پس از اين فتح گرفتاري ديگر بر فرهاد پيش آمد چون او سك ها را به كمك خود طلبيد و وعده كرده بود به آنها مبلغ زيادي بدهد ، بعد چون بي كمك آنها فايق آمد پولي نداد و آنها بناي قتل و غارت را در ولايات گذاشتند و در جنگي كه فرهاد با آنها كرد كشته شد ( ۱۲۵ ق.م) تقريبا مقارن اين زمان سكها به ايران هجوم آورده در افغانستان امروزي و در سيستان برقرار شدند . بر اثر اين واقعه اين مملكت كه زرنگ نام داشت از اين به بعد سَكستان ناميدند و اين اسم بعد ها سيستان شد ( نيمه قرن دوم ق.م) براي فهم اين واقعه لازم است گفته شود كه در اين زمان تاريخ ايران با تاريخ چين ارتباط مي يابد . اردوان دوم ( اشک هشتم ) : عموی فرهاد بود با مردم یوئه چی جنگ كرده زخم برداشت و بر اثر آن فوت كرد . این مردم را هونها به طرف ایران رانده بودند. بر اثر فشار آنها دولت باختر به هند منتقل گردیده ، بعد از شصت سال منقرض شد و یوئه چی ها در باختر دولتی تاسیس نمودند كه در تاریخ موسوم به "كوشان" است . مدت سلطنت اردوان ظاهرآ دو سال بود و بعد از او پسرش مهرداد به تخت نشست. مهرداد دوم ( اشک نهم ) : یکی از شاهان بزرگ اشکانی است. در زمان او ایران بر سکها و مردمان صحراگرد که از طرف شمال فشار به ممالک ایران وارد مینمودند، فایق آمدند و مهرداد چنان شکستی به آنها داد که دیگر مدتها متعرض ایران نشدند از زمان این شاه، ایران در مرحله جدیدی داخل شد. مهرداد اشکانی نه فقط سکها را شکست داد بلکه حدود ایران را تا کوههای هیمالایا در شمال هندوستان رسانید. سیناتروک ( اشک دهم ) : بعد از مهرداد ، مدتی به فترت گذشت ، تا آنکه سندروگ برادر فرهاد دوم بر تخت نشست . (به عقیده گوت شمید ، عالم آلمانی که در تاریخ اشکانیان تتبعاتی کرده بعد از مهرداد دوم اردوان نامی به تخت نشسته جلوس او تقریبا مقارن سنه ۸۶ ق.م بودهاست . مصنف مذکور او را اردوان دوم دانستهاست) بعضی سندروگ را پسر ارشک دیکایُس نوشتهاند . این شاه پیر و ناتوان بود و ارمنستان در این زمان به واسطه اتحاد با دولت پنی قادر و زورمند ، لذا تیگران ، آذربایجان را متصرف شده ، جلگه فرات را غارت کرد و به باقی مانده مستملکات سلوکیها دست انداخته ، خود را شاهنشاه خواند . به طور کلی باید در نظر داشت که تاریخ ایران از ۸۸ تا ۶۶ ق.م . روشن نیست و آنچه هم بدست آمده دلالت بر سستی آن در این زمان دارد . مدت سلطنت سندروگ را هفت سال نوشتهاند. فرهاد سوم ( اشک یازدهم ) : او پس از پدر به تخت نشست. وقتی كه پومیه تازه به آسیای صغیر وارد شده بود و ارمنستان قوت داشت فرستادهای نزد فرهاد فرستاده تكلیف كرد كه اگر شاه ایران به ارمنستان قشون كشی كند دو شهر كُرْدُونْ و اَدیابن (این دو ولایت قسمتی از آسور قدیم بودند) از آن ایران خواهند شد.بعد كه پومیه ارمنستان را مغلوب و دست نشانده نمود نخواست وعده خود را به جا آرد، رفتار مذكور و نیز اینكه پومیه نمی خواست فرهاد را شاهنشاه خطاب كند باعث كدورت بزرگ بین شاه ایران و او گردید.پومیه مادامی كه در آسیا بود با دولت اشكانی مدارا می كرد، ولیكن اوضاع بخوبی نشان می داد كه بزودی دو دولت بزرگ ایران و روم خصمانه مواجه خواهند شد، زیرا فرهاد از پومیه خواست كه فرات سرحد دولتین گردد و او جواب مساعدی نداد و دیگر اینكه پومیه با خوزستان و پارس و آذربایجان روابطی ایجاد می كرد. فرهاد سوم را دو پسر او مهرداد و اُرُد مسموم كردند. مهرداد سوم ( اشک دوازدهم ) : مهرداد پس از پدر به تخت نشست و چهار سال سلطنت كرد ، ولیكن از جهت سختی و سفاكی او نجبا و مردم بر او شوریدند و اُرُد برادر كوچكترش را بر تخت نشاندند . مهرداد نزد گابی نیوس والی روم در سوریه رفت و در ابتدا والی مزبور این موقع را بهانه مناسبی برای دخالت در امور ایران پنداشت ، ولی به زودی متوجه امور مصر شده از خیال همراهی با مهرداد منصرف گردید. اُرد یکم ( اشک سیزدهم ) : یكی از شاهان نامی سلسله اشكانی است . جنگ ایران با روم در زمان اُرُد روی داد و به غلبه ایران خاتمه یافت .قبل از جنگ اُرُد سفیری پیش كراسوس فرستاد كه این پیغام را برساند : اگر مردم روم می خواستند با من جنگ كنند من جنگ می كردم و از بدترین عواقب آن بیمی نداشتم ولیكن اگر چنانچه فهمیده ام شما برای منافع شخصی به خاك ایران دست اندازی می كنید حاضرم اسرای رومی را پس بدهیم !! كراسوس به سفیر گفت : جواب پادشاه شما را در سلوكیه خواهم داد . سفیر خندیده و جواب داد : اگر از كف دست من مویی بروید شما هم سلوكیه را خواهید دید!! پس از آن كراسوس با سپاهی جرار كه مركب از لژیون های ورزیده و عده نفراتشان جمعا به چهل و دو هزار بالغ بود عازم بین النهرین گردید ، اما اُرُد با پیاده نظام خود با نهایت سرعت داخل ارمنستان شده این مملكت را اشغال نموده تا پادشاه آن نتواند سواره نظام خود را به كمك كراسوس بفرستد این جنگ به فتح ایران انجامید. اُرُد بعد از فوت پسرش از سلطنت بیزار شده آن را به پسر ارشد خود فرهاد واگذارد. فرهاد چهارم ( اشک چهاردهم ) : بعضی مورخین ، پاكر را اشك چهاردهم دانسته اند ، ولیكن این عقیده با اینكه او در زمان پدرش كشته شد موافقت نمی كند . فرهاد چهارم همین كه به تخت نشست برادرهای خود را نابود كرد پدرش اُرُد كه او را ملامت نمود نیز به قتل رسانید. فرهاد پنجم یا فرهادک ( اشک پانزدهم ) : شاه اشکانی که پس از پدرکشی با مادرش موزا بتخت نشست. سلطنت او از ۲ ق. م. تا ۴ م. بود. پارتیها از فرهادک ناراضی بودند و یکی از جهات نارضایتی این بود که از ارمنستان صرفنظر کرد، در صورتی که از زمان مهرداد دوم دولت پارت نظر خاصی به این کشور داشت و میخواست آن را مانند سنگری در جلو روم در تحت نفوذ خود نگاه دارد. باری بجهات گوناگون وضع فرهادک در ایران مشکل شد و سرانجام شورشی برضد وی روی داد و پس از زد و خورد مختصری او را از سلطنت خلع کردند و کشتند. وی روی همرفته پادشاهی نالایق و شخصاً عنصری فاسد بود. از لحاظ سیاست هم نخستین شاه این دورهٔ تاریخ بود که در برابر رومیها از ابهت دولت پارت کاست و از مسئلهٔ ارمنستان نیز صرف نظر کرد. واقعهٔ مهم زمان او تولد عیسی مسیح بود. ملکه موزا همراه با پسرش فرهاد پنجم :. موزا یک كنيزك رومی بود که اوگوست٬ امپراطور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ايران مانده بودند به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)٬ پادشاه اشکانی هدیه کرد. تئاموزا كنيزك رومی كه در اين هنگام زوجهٔ فرهاد چهارم و در واقع ملکهٔ دربار شد اين زن كه كودكی به نام فرهادک برای شاه زاييد، به بهانهٔ لزوم تأمین جان اين فرزند و اجتناب از هر گونه توطئه احتمالی داخلی، فرهاد را وادار كرد تا ساير پسران خود را از دربار دور سازد. فرهاد هم چهار پسر را با اقربای آنها كه در حرم وی بودند به روم فرستاد تا در آنجا تربيت شوند (ح 7 ق.م). فقط فرهادك را با مادرش نزد خود نگه داشت. وقتی كه فرهادك به سن بلوغ رسيد، به تحريك مادر و از بيم آنكه برادرانش عنوان وليعهدي را به دست آورند، پدر را زهر داد و خود به نام فرهاد پنجم با مادرش موزا بتخت نشست (ح 2 ق.م). اُرد دوم ( اشک شانزدهم ) : ونُن یکم ( اشک هفدهم ) : اردوان سوم ( اشک هجدهم ) : تیرداد سوم : وردان ( اشک نوزدهم ) : گودرز( اشک بیستم ) : ونن دوم ( اشک بیست و یکم ) : بلاش یکم ( اشک بیست و دوم) : يکي از پادشاهان اشکاني که به اشک بيست و دوم معروف بود و در سالهاي 51 تا 77 ميلادي پادشاهي ايران را بر عهده داشت و خدمتي بزرگ به ايران زمين نمود . زيرا کتاب ارزشمند ايرانيان ( اوستا ) که در زمان حمله اسکندر به ايران از ميان رفته بود با تلاش و همت او دوباره گردآوري شد. پاکور ( اشک بیست و سوم ) : اردوان چهارم : خسرو ( اشک بیست و چهارم ) : بلاش دوم ( اشک بیست وپنجم ) : مهرداد چهارم : بلاش سوم ( اشک بیست و ششم ) : بلاش چهارم ( اشک بیست و هفتم ) : بلاش پنجم ( اشک بیست و هشتم ) : اردوان پنجم ( اشک بیست و نهم ) : بلاش ششم : اردوازاد : ساسانیان اردشیر یکم ( بابکان ) : اردشیر بابکان بنیانگذار شاهنشاهی ساسانی شاپور یکم : دومین شاهنشاه ساسانی و فرزند اردشیر بابکان است. شاپور بعد از مرگ پدر جانشین او شد و مطابق یک سنت باستانی که تاجگذاری در نخستین نوروز پس از جلوس شاه انجام میگرفت در 242 م. رسماً تاجگذاری کرد. شاپور از شاهان بزرگ ساسانی است. او بدست مهندسان و اسیران روم سد شادروان را در شوشتر بر رود کارون ساخت و نیز شهر شاپور را در نزدیکی کازرون بناکرد. بنای نیشابور و گندیشاپور را نیز بدو نسبت دادهاند. ظهور مانی (بسال 242 م.) در روزگار او بود. مرگ او بسال 271 م. روی داد. هرمز یکم: بهرام یکم : از پادشاهان ساسانی و بزرگترین پسر شاپور ۱ بود که از ۲۷۱ تا ۲۷۴ ترسایی بر تخت پادشاهی ایران نشسته بود. در روزگار او زنوبیا شاهبانوی تَدمُر زن اذینه از ایران یاری خواست. بهرام سیاست غلطی در پیش گرفت. بدین صورت که سپاه اندکی روانه کرد و در نتیجه هم تدمر بدست رومیان افتاد و هم ارلین امپراتور روم از مداخلهٔ ایران رنجید و بقصد کینهجوئی مردم آلان را بر آن داشت که از طرف قفقاز به ایران تاختند. ولی ارلین پس از ورود به بیزانس (۲۷۴ م.) و اندکی بعد بهرام در گذشت. به دستور این شاه، مانی را گرفتند و زنده پوست کندند و در گندیشاپور برای تماشای مردم به تیری آویختند. بهرام دوم : (۲۷۴-۲۹۳ (میلادی))، بهرام دوم بعد از پدر پادشاه شد. ابتدا ستمگر و خونریز بود و چون کنکاشی برای خلع او کردند به اندرز موبدی رفتار خود را تغییر داد. از کارهای او مطیع کردن سکاهای سیستان و افغانستان بود که بتحریک و همدستی برادرش هرمزد فرمانروای خراسان طغیان کرده بودند. بهرام دوم نخستین شاه ساسانی بود که دستور دادبر روی سکهها و نیز سنگنوشتههایش فرتور خانواده اش را حک کنند. بهرام سوم : ناماور به سکان شاه یا شاه سکاها پادشاه ساسانی بود که در سال ۲۹۳ ترسایی به شاهی رسید. او با پشتیبانی موبدان زرتشتی بر تخت نشست. نرسی : نرسی پسر شاهپور یا شاپور ۱ و نوهی اردشیر پاپکان که در زمان او تیرداد تحت حمایت رومیها و حکمفرمای ارمنستان هر سال لشگرکشی میکرد و خساراتی در مرزهای ایران بوجود میآورد. نرسی هم به ارمنستان حمله کرد و آنجا را تصرف کرد. چند سال پس از این رویداد نرسی از سلطنت کناره گرفت و تاج را بر سر پسر خویش هرمز گذاشت.(۳۰۱م) هرمز دوم : 302-309 ترسایی؛پادشاه خروگوه بود.در زمان او ارمنستان دین ترسایی را پذیرفت.پس از هرمز دوم پسزش آذرنرسه بر تخت نشست. آذرنرسی : شاپور دوم : 309- 379 ترسایی ؛ پسر هرمز دوم بود.او را در کودکی و پس از بر کناری برادرش آذرنرسه بر تخت نشاندند. داستانی درباره او هست که میگوید درباریان زمانی که مادرش وی را باردار بود بر زهدان مادر تاج شاهی نهادند و به دیگر سخن او پیش از زایش شاه شده بود. در زمان کودکی او عربها به مرزهای ایران تاختند و تاراج و خونریزی بسیار به راه انداختند. هنگامی که شاپور به جوانی رسید و خردسالی را پشت سر گذارد از تازیان انتقام سختی گرفت. او سزای کارهای عربها را با سوراخ کردن شانه هایشان میداد از این رو بدو لقب شانه سُنب یا ذوالاکتاف دادند. برای نخستین بار به دستور او قبیلهای عرب به نام بنی حنظله را به خوزستان کوچاندند تا آسانتر ایشان را کنترل کنند. پیش از این در خوزستان عربی زندگی نمیکرد.همچنین در زمان او هونها یا خیونها به ایران دست اندازی کردند که شاپور آنان را نیز تاراند. همچنین وی در سال 359 به جنگ با رومیان پرداخت و شهر آمد(دیاربکر کنونی ) را گشود. امپراتور یولیانوس نیز در سال 363 به ایران لشکر کشید ولی خودش کشته شد و سپاهش نیز از میان رفت. از این رو روم به ناچار با ایران از در صلح درآمد و سوریه را به ایران واگذار کرد. شاپور همچنین ارمنستان را باز پس گرفت. در زمان او مسیحیان آزارانده شدند. شاپور در دنباله کامیابی هایش همچنین توانست نیروی موبدان زرتشتی را نیز محدود کند. از شاپور دوم سنگنوشتههایی در طاق بستان به یادگار مانده است. اردشیر دوم : پادشاه ساسانی. شاپور سوم : (۳۸۳ - ۳۸۸ (میلادی)) شاه ساسانی و پسر اردشیر دوم بود و بعد از او بتخت نشست. در دورهء او ارمنستان ميان ايران و روم تقسيم شد. قسمت بزرگ شرقی جزو ايران و قسمت كوچكتر غربی از آن روم شد و در هر دو قسمت شاهزادگان اشكانی بحكومت معين شدند (۳۸۴ م.). سنگنوشتههای او و پدرش در طاق بستان به یادگار مانده اند. بهرام چهارم : (۳۸۸ – ۳۹۹ م.)، پادشاه ساسانی بود. بعد از برادر برتخت نشست و چون در زمان پدر والی کرمان بود معروف به کرمانشاه است. در زمان پادشاهی او خسرو والی ارمنستان ایران، بتحریک تئودس یاغی شد. بهرام سپاهی به ارمنستان فرستاد، خسرو را گرفتند و به ایران آوردند و در دژ فراموشی زندانی کردند و بهرام شاپور برادر خود را بجای او گماشت. در روزگار بهرام، تئودس امپراتور، روم را بدو قسمت غربی و شرقی تقسیم کرد. بهرام در شورشی که در سپاه روی داد کشته شد. یزدگرد یکم : بهرام پنجم : یا بهرامِ گور فرزند یزگرد یکم پادشاه ساسانی بود.او در سال ۴۲۰ میلادی توانست داوداران پادشاهی را کنار بزند و بر تخت پادشاهی ایران بشیند بهرام از کودکی نزد نعمان پسر منذر پادشاه عرب حیره بررگ شده بود.پس از مرگ یزدگرد بزرگان شاپور پسر بزرگ وی را که شاه ارمنستان و جانشین پدر بود را کشتند و خسرو نامی را که پدرش شاه نبود و خویشی نزدیکی با شاه نداشت را بر تخت نشاندند.بهرام با سپاهی که بیشتر از عربها بودند به پایتخت بازگشت و خسرو را شکست داد و بر تخت نشست. او در خاور هپتالیان را به سختی شکست داد.در باختر با روم اشتی کرد و پیمانی با این کشور بست که بر پایه آن مسیحیان در ایران و زرتشتیان در روم دارای آزادی مذهبی شدند. نویسندگان زرتشتی زمان او را زمان آرامش و آشتی میدانند و زمانی که دیوان از ترس او پنهان شدند. یزدگرد دوم : (۴۳۸-۴۵۷ میلادی) پادشاه ساسانی بود. لقب او کی بَغِ مزداپرست بود. سالهای آغازین پادشاهی او به نبرد با هونها گذشت که به مرزهای خاوری ایران تاخته بودند.او در خراسان ساکن شد و توانست شهر بلخ را پس بگیرد.آنگاه به عربستان و قفقاز لشکر کشید و دین زرتشتی را با دستوری که داد دین رسمی ارمنستان نمود.ارمنیان که مسیحی شده بودند شوریدند ولی در سال ۴۵۱ شکست خوردند و برخی از آنان به ایران مرکزی کوچانده شدند. هرمز سوم : (سلطنت: ۴۵۷-۴۵۹ میلادی) پسر یزدگرد دوم و پادشاه ایران از دودمان ساسانیان بود.نام مادر او دینَگ بود که زنی قدرتمند بود و کنترل بخشی از پایتخت را به دست داشت. در زمان پادشاهی او قفقاز دچار آشفتگی شد و هفتالیان نیز به مرزهای خاوری تاختند. پیروز یکم : بلاش : یا ولاخش پادشاه ساسانی ایران در میان سالهای ۴۸۴ تا ۴۸۸ (میلادی) بود.وی پس از پیروز به شاهی رسید.در روزگار او روحانیان زرتشتی از شاه و دربار نیروی بیشتری داشتند.دوران پادشاهی بلاش به آرامی گذشت اگرچه ایران بسیار ناتوان شده بود.از رویدادهای زمان پادشاهی وی قطع باج سالانهایست که روم برای پاسداری از دربند قفقاز به ایران میپرداخت.بلاش درباره ارمنستان راه آشتی را پیش گرفت و برای پیشگیری از تازش هپتالیان بدانها باج میداد.از اینرو بزرگان و موبدان وی را از شاهی برداشتند. قبادیکم : پادشاه ساسانی بود که دوبار بر تخت پادشاهی ایران نشست،بار نخست میان سالهای ۴۸۸ تا ۴۹۶ و بار دوم ۴۹۹ تا ۵۳۱ (میلادی). پسر پیروز یکم بود. در این زمان پادشاهان، بسیار ناتوان شده بودند و بزرگان کشور آنها را برداشته و مینشاندند و به جای ایشان برای کشور تصمیم میگرفتند. قباد یکم از آغاز پادشاهی دچار گرفتاریهای سیاسی و اقتصادی بسیاری بود. موبدی به نام مزدک در این زمان به قباد نزدیک شد و او را به انجام اصلاحات اجتماعی برانگیخت. قباد به یاری او توانست از توان زمینداران و موبدان و اشراف بکاهد. همچنین قباد با پشتیبانی از مزدک میان توده مردم محبوبیتی یافت. به فرمان او در انبارهای غله شاهنشاهی به روی مردم گشوده شد و زمینهای کشاورزی میان دهقانان بخش گردید. دستهای از اشراف و موبدان که هنوز بر سر قدرت بودند سرانجام در سال ۴۹۶ وی را دستگیر کردند و در زندانی به نام زندان فراموشی به بند کشیدند. جاماسب :برادر قباد و پسر پیروز یکم که موبدان او را بر تخت شاهی به جای برادر نشاندند ولی جاماسب بعداً به نفع بردار کنار کشید . قباد یکم ( پادشاهی دوباره ) : قباد به یاری خواهرش از زندان گریخت و به نزد هفتالیان پناهنده شد و به یاری آنها نیرویی بسیج کرد و در سال ۴۹۹ ترسایی به ایران بازگشت. وی در نخستین سالهای سده ششم (میلادی) به روم لشکر کشید و توانست با شکست رومیان باجی(502 کیلو طلا) از آنها بستاند و وضعیت دارایی کشور را بهبود بخشد. و رومیان پذیرفتند که تا هفت سال سالانه دویست و پنجاه کیلو طلا به ایران بدهند.وی برای یاری رسانی به ستمدیدگان و تهیداستان دفتری را به نام مدافع درویشان و دادور به فرنشینی یکی از موبدان بزرگ به راه انداخت تا به حقوق بینوایان رسیدگی کند. او برای نظام اداری شاهنشاهی چهار دیوان برپا کرد که فرماندهی هر کدام از آنها با یک اسپهبد بود. پیش از این فرمانده کل ارتش یک تن بود که لقب ایراناسپهبد را داشت. در زمان وی امر نقشهبرداری از زمینهای کشاورزی و سازماندهی دوباره نظام مالیاتی و تقسیم تازه استانها و سرزمینها آغاز شد.در زمان او شاهنشاهی ساسانی جانی دوباره گرفت و گرجستان، عمان و عربستان به زیر چیرگی ایرانیان بازگشتند.در زمان او همچنین ایران با چین و هندوستان دادوستد انجام میداد. ایرانیان در این سالها انحصار بازرگانی ادویه و ابریشم را در دست داشتند. سکههای قباد در استان گوانگدونگ چین یافت شده که نشان از بازرگانی ایرانیان و چینیها در زمان پادشاهی اوست. خسرو یکم ( خسرو انوشیروان ) : خسرو انوشيروان یا خسرو یکم معروف به انوشيروان دادگر، شاهنشاه ساسانی بود. او پسر قباد پسر فيروز بود. مادر وی دختری دهقان بود. قباد در نيشاپور او را بزنی گرفت. انوشيروان عادت و آيين و شمايل نيكو داشت و عدل و داد نيكو نهاد. ترتيب خراج ملك و ضبط لشكر داد و دفتر عرض و عارض، او پيدا كرد. كتاب كليله و دمنه در عهد او از هند به ايران آوردند.ظهور خسرو اول مطلع درخشانترين دورهء عهد ساسانی است. فرقهٔ خطرناك مزدكی مغلوب و سركوب شد در داخله صلح و سلم حكمفرما بود.مشهورترين بنايی كه پادشاهان ساسانی ساختهاند قصری است كه ايرانيان طاق كسری يا ايوان كسری مينامند و هنوز ويرانهٔ آن در محلهٔ اسپانبر موجب حيرت است. ساختمان اين بنا را به خسرو اول انوشيروان نسبت دادهاند. و مشهورترین کاخ معماری ایرانی را در عراق پایه گذاشت که تیسپون نام گرفت ولی بعدها توسط سپاه اسلام ویران شد عهد بزرگ تمدن ادبی و فلسفی ايران با سلطنت خسرو انوشيروان آغاز میشود. ايران در زمان انوشيروان چنان عظمتی يافت كه حتی از عهد شاهپوران بزرگ نيز درگذشت و توسعهٔ ادبيات و تربيت معنوی اين عهد را كيفيت مخصوص بخشيد. هرمز چهارم ( ترک زاد ): (۵۷۹ – ۵۹۰ م.)، وی معروفترین هرمزهای ساسانی و پسر انوشیروان عادل بود. بسال ۵۷۹ تکیه بر جای پدر زد و جنگ با رومیان را تا ۵۸۹ م. ادامه داد. در اثنای جنگ با روم ترکان به ایران تاختند و بهرام چوبین سردار دلاور ایرانی مأمور سرکوبی ترکان شد و آنان را تار و مار کرد و خاقان ترک را کشت و پسرش را اسیر کرد. آنگاه مأمور جنگ با رومیان شد و شکست خورد و هرمز تحقیرش کرد، شورید و رو به تیسفون نهاد. و چون بزرگان و نجبای پایتخت نیز از هرمز ناخشنود بودند ضد او برخاستند. هرمز گریخت ولی وستهم و بندوی برادران زنش او راگرفتند و ابتدا نابینا کردند و بعد کشتند. بهرام ششم : خسرو دوم ( خسرو پرویز ): (590 الی 628 میلادی)خسرو پرویز از طریق وستهم و وندوی دو نفر از بزرگان ایران پس از خلع هرمزد چهارم به پادشاهی رسید. خسروپرویز در این روزگار در آذرآبادگان بود و چون به شاهی رسید شتابان به تیسفون رفت و در سال ۵۹۰ م. تاج سلطنت به سر نهاد. چندی بعد هرمزد پدر او که پس از خلع از سلطنت کور شده بود به قتل رسید . بنابر رأی ثئوفیلاکوس این کار به امر خسرو پرویز واقع شد ولی بعضی میگویند خسرو رضایت ضمنی بقتل او داد. که با اندوه بعدها از فره ايزدي دور ميگردد و از آن مقام و ابهت خود ميکاهد . فردوسی نیز از آخرین سالهای شاهنشاهی خسرو شکایت می کند ولی وی از شاهنشاهان مقتدر ایران بودظهور پیغمبر اسلام بعهد او بود و او مدت ۳۸ سال بر ایران حکم راند و سرانجام در (3 آوریل 628) به تائید پسرش شیرویه کشته شد. قباد دوم ( شیرویه ) : (۶۲۷ – ۶۲۹ میلادی)، پادشاه ساسانی. شیرویه پسر خسرو پرویز و مریم (دختر قیصر) پس از پدر بنام قباد دوم بر تخت نشست و دو سال و چند ماه سلطنت کرد. وی با رومیان صلح کرد. مرزهای دو کشور به حال قبل از جنگهای خسرو درآمد و اسیران دو جانب آزاد شدند و صلیب مسیح برومیان باز داده شد. شیرویه ابتدا به عدل رفتار می کرد ولی سرانجام ۱۷ برادر خود را کشت و خود نیز به بیماری طاعون در گذشت. اردشیر سوم : پادشاه ساسانی. شهربراز : (۶۲۹ م.)، پادشاه ساسانی. در زمان خسرو پرویز فرمانده ایران بود و با روم جنگید و مصر را در سال ۶۱۶ م. تسخیر كرد. شهربراز در زمان سلطنت اردشیر سوم به تیسفون لشكر كشید و اردشیر را بعد از یكسال و نیم سلطنت كشت و با اینكه از خاندان سلطنت نبود به پیروی از بهرام چوبین و وستهم بر تخت نشست ولی چند تن از نجبای هواخواه خاندان ساسانی از جمله ماهیار، زادانفرخ و پوسفرخ قیام كردند و شهربراز غاصب را كشتند. خسرو سوم : جوانشیر : پوراندخت : ملکه پوراندخت شاهنشاه زن ایرانی و سی امین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۰ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان که پس از قتل شهریار و پیش از آزرمیدخت بر تخت سلطنت نشست و پادشاهی او هیجده ماه بوده است. گشناسب بنده : آزرمی دخت : ملکه آزرمی دخت، آزرم، آزرمی، شاهنشاه زن ایرانی و سی و دومین شاهنشاه ساسانی در سال ۶۳۱ ميلادی، دختر پرويز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقبهٔ به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تیسفون بپادشاهی برداشتند. فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخهرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالی که آزرمىدخت علناً وعدهى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد. رستم، پسر فرخهرمزد، به خونخواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگونی آزرمىدخت، ملکهٔ ساسانی را نابينا کرد. آزرمی دخت چهار ماه پادشاهی کرد. هرمز پنجم : خسرو چهارم : پیروز دوم : خسرو پنجم : یزدگرد سوم : سی و پنجمین و آخرین پادشاه ساسانی بود. او در سال ۶۳۲ م. به تخت نشست. به روايتی او را در پارس دفن نمودند. (۳۱ ه. ق.) و با مرگ او سلسلهٔ ساسانی پس از ۴۱۶ سال سلطنت در ایران منقرض گرديد. |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 و ساعت 15:48 اگر كسي را دوست داري؟
اگر كسي را دوست داري؟
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:15 هیچکس
سلام دوستان.متن ۴ تا از آهنگهای هیچکس رو براتون گذاشتم.
امیدوارم خوشتون بیاد. نقل از www.p30note.com |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 20:34 سال کوروش کبیر
سال ۱۳۸۶ از طرف میهن دوستان عزیز به نام کوروش کبیر نام گذاری گردیده است. پیشاپیش این سال رو به تمام دوستان و هموطنان و عاشقان میهن عزیزمون ایران تبریک می گم.
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 14:53 سنگ نوشته ای از کورش بزرگ در پاسارگاد
ای آدمیزاد، هر کس آرامگاه مرا ویران کند (سنگ نوشته ای از کورش بزرگ در پاسارگاد) |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 14:48 سوالات آزمون سیره نبوی آموزش ضمن خدمت فرهنگیان
سوالات مطروحه در «آزمون سیره نبوی آموزش ضمن خدمت فرهنگیان»(بدون هيچ توضيحی) 1) رسول خدا (ص) از گوشت گوسفند کدام قسمت را دوست داشت؟ 2) کدام یک از گزینههای زیر از خصلتهای خروس است که با خصلت پیامبر سازگار نیست؟ 3) رسول خدا در خوردن کدامیک از موارد زیر کسی را با خود شریک نمیکرد؟ 4)رسول خدا(ص) در چه حالی اصلا دیده نشد؟ 5)آیا مخرج بول و غائط با سه سنگ پاک میشود؟ 6)به فرموده امام صادق(ع) مقدار آب مصرفی آن حضرت برای وضو و غسل به ترتیب کدام است؟ 7)رسول خدا در شدت گرما به موذن میفرمود: ابرد، ابرد مقصود کدام است؟ 8) جبرئیل به پیامبر دستور داد که قرآن را در حالت . . . . بخواند 9)موی سر رسول خدا(ص) 10) به فرموده امام صادق(ع) خداوند متعال در رسول خداد(ص) چند روح قرار داده است؟ 11)کفن میت کدامیک از گزینههای زیر نیست؟ |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 15:29 نظریه معروف دکتر حسابی
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 16:24 ترین ها
- ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه . |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در چهارشنبه یازدهم بهمن 1385 و ساعت 16:16 کوچکترين اتومبيل دنيا اختراع شد
در تحولي بيسابقه، محققان دانشگاه رايس موفق به ساختن کوچکترين اتومبيل دنيا شدند. اين اتومبيل که فقط چهار نانومتر طول و سه نانومتر عرض دارد، توسط پژوهشگران نانوتکنولوژي در اين دانشگاه طراحي شده است. هر نانومتر يک ميليونيم ميليمتر است. به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران ، از مجله شبکه، جيم تور، يک پروفسور اين دانشگاه و مدير گروه محققان اين پروژه مدعي شد که هيچ کس قادر به ساختن اتومبيلي کوچکتر از اين نخواهد بود. اين اتومبيل مينياتوري که Nanocar (اتومبيل نانو) نام دارد، تنها از يک ملکول تشکيل شده و غير ممکن است که انسان بتواند از يک ملکول تنها چيزي کوچکتر بسازد.
اين اتومبيل ملکولي با چهار محور گردان مستقل، ترمز توکار و چرخهايي بزرگتر از شاسي، قيافهاي شبيه اتومبيلهاي مسابقه دارد. اين اتومبيل ميتواند به جلو و عقب و در مقياس ملکولي حرکت کند. چرخهاي بزرگ اين اتومبيل به آن کمک ميکند تا از موانع ملکولي که برسر راه آن قرارميگيرد عبور کند. هدف از ساختن اين اتومبيل، توسعه ابزارهايي است که در مهندسي و توليد سيستمهاي پيچيده در ابعاد نانو به کار ميآيد. به عنوان مثال با استفاده از چند اتومبيل از اين نوع ميتوان مواد اوليه لازم براي ساختن يک تراشه کامپيوتري را به دقت روي يک ويفر سيليکون قرارداد. به گفته پروفسور تور اين روش کمک ميکند که تراشههاي دقيقتر و کمخطايي بسازيم. اين اتومبيل به قدري کوچک است که تنها کمي از ابعاد باري که ميتواند جابجا کند بزرگتر است. پروفسور تور در تشريح علت اين رويکرد گفت: ما از زيست شناسي الهام گرفتيم. در دنياي زيست شناسي، معمولا يک حامل در حد و اندازه محمولهاي است که جابجا ميکند. مثلا هر هموگولوبين تقريبا به اندازه ملکول اکسيژني است که در سراسر بدن شما جابجا ميکند. مدل بعدي اين اتومبيل به موتور نيز مجهز خواهد بود. به گفته پروفسور تور گروه پژوهشگران اين دانشگاه هماکنون اين موتور را که با انرژي فوتونهاي نور کار ميکند طراحي کردهاند و مشغول سوارکردن اين موتور روي شاسي اتومبيل ملکولي خود هستند. پروفسور تور ميگويد در طبيعت سابقه نداشته که يک ملکول با منبع انرژي مستقل خودش حرکت کند بنابراين اين کار در نوع خودش يک اختراع علمي بينظير محسوب ميشود. به گزارش سايت مجله پِيسي مگزين، شرکت اتومبيل سازي هوندا از شنيدن خبر طراحي اين اتومبيل چنان شگفت زده شده است که بلافاصله يک جايزه 50 هزار دلاري به تيم سازنده اين اتومبيل اهدا کرده است. به گفته پروفسور تور، هوندا اظهار تمايل کرده که در مطالعات نانوتکنولوژي از اين دست مشارکت داشته باشد و از اين فناوري بيشتر بداند. سايت پيسي مگزين به شوخي مينويسد: آيا ممکن است در آينده شاهد ترافيک سنگين اتومبيلهاي نانويي باشيم؟! شايد نه، ولي به هرحال در فيلم انيميشني که گروه مخترع اين اتومبيل منتشر کردهاند ميتوانيد اولين تصادف دو اتومبيل ملکولي در تاريخ را ببينيد : http://tourserver.rice.edu/movies/nanocarzoom.avi |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 17:31 تسلیت
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری امام حسین بر دوستدارانش تسلیت باد.
|+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 17:15 شعر
روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند
و طبيعي است که يکروزه به پايان برسد عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 16:18 سخن
مغزهاي بزرگ, درخصوص ايده ها صحبت مي کنند مغزهاي متوسط , در مورد حوادث بحث مي کنند مغزهاي کوچک, درباره مردم بحث مي کنند //////////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ////// فکر کرن به کار خیر، آدمی را به انجام آن می کشاند حضرت علی علیه السلام //////////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// //// اي مردم، اگر شما اين دو دستور ِ آرامش و ناآرامي را دريابيد كه خداي دانا گذاشته و آن اين است كه زيانِ ديرپا از براي دروغكار است و فروغ بيپايان از براي راستكار هر آيينه به خرسندي و شادكامي خواهيد رسيد. از سرودهاي گاتها //////////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// /// گاه انسان عاشقانه به دنبال حقیقتی می دود، ولی هنگامی که به آن رسید و آن را مخالف منافع شخصی خود دید بر اثر هواپرستی به آن پشت پا می زند و آن را وداع می گوید ؛ گاه به مخالفتش بر میخیزد //////////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// / يادمان باشد فردا به دل كوزه آب كه بدان سنگ شكست؛ بستي از روي محبت بزنيم؛ تا اگر آب در آن سينه پاكش ريزند ؛ آبرويش نريزد يادمان باشد فردا جور ديگر باشيم ؛ بد نگوييم به هوا آب زمين ؛ مهربان باشيم با مردم شهر و فراموش كنيم هر چه كه گذشت //////////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// ///////// // الهي ، تا شادي بشناختم مي گفتم شادم ، نمي دانستم كه در اين راه بر بادم. الهي ، يافت تو آرزوي ماست ، دريافت تو نه به بازوي ماست . الهي ، سيل بر بالا و من بر هامونم ، همدرد من داند كه من چونم . الهي ، آن كس كه تو را ديد ، كردي تو او را ناپديد . سال ها دل طلب جام جم از ما مي كرد و آنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد. |+| نوشته شده توسط مرتضی ذوقی در پنجشنبه پنجم بهمن 1385 و ساعت 16:17 سیاوش قمیشی
قرن ما شاعــر اگر داشت هــوا بهتر بود | ||||
